سلام.
من یک شاعر هستم.
این به این معنی است که گاهی اوقات، احساساتی را به شدت احساس میکنم که نمیتوانم کمک کنم اما سرم را بشکنم و بگذارم احساسات نامشخصی که مرا زنده زنده میخورند، فقط، روی صفحات بریزند به جای اینکه روح مرا بیشتر حک کنند.
نمیدانم چرا این را به اشتراک میگذارم، واقعاً.
اما فکر کردم شاید، کلمات من بتوانند با روح شخص دیگری طنینانداز شوند.
و شاید، کلمات من بتوانند باعث شوند کمی کمتر تنها احساس کنید.
کمی بیشتر درک شده.
کمی کمتر خالی.
شاید.
امیدوارم.
پس…
سلام.
این چیزی است که مغزم به آن رسید، وقتی به "رمانس" فکر… ادامه مطلب