Plastering انجمن
انجمن، چت و بحث plastering.
9 نفر
همه
plastering
هنوز هیچ پستی وجود ندارد!
با افراد جدید آشنا شوید
50,000,000+ دانلود
7.7 هزار نفر
42 هزار نفر
9 نفر
224 هزار نفر
4.8 هزار نفر
1.3 هزار نفر
726 نفر
434 نفر
434 نفر
352 نفر
214 نفر
170 نفر
155 نفر
125 نفر
110 نفر
109 نفر
89 نفر
87 نفر
76 نفر
64 نفر
59 نفر
54 نفر
54 نفر
51 نفر
50 نفر
46 نفر
27 نفر
27 نفر
25 نفر
23 نفر
22 نفر
22 نفر
19 نفر
18 نفر
17 نفر
16 نفر
15 نفر
15 نفر
15 نفر
14 نفر
13 نفر
13 نفر
12 نفر
12 نفر
11 نفر
10 نفر
10 نفر
9 نفر
9 نفر
8 نفر
8 نفر
8 نفر
6 نفر
5 نفر
5 نفر
5 نفر
4 نفر
4 نفر
4 نفر
4 نفر
4 نفر
3 نفر
2 نفر
2 نفر
2 نفر
2 نفر
2 نفر
1 نفر
1 نفر
1 نفر
1 نفر
1 نفر
1 نفر
1 نفر
1 نفر
0 نفر
0 نفر
انجمن، چت و بحث plastering.
9 نفر
همه
plastering
هنوز هیچ پستی وجود ندارد!
با افراد جدید آشنا شوید
50,000,000+ دانلود
پست های مرتبط
1سال
INTJ
سرطان
این منطقه آشپزخانه است که در حال حاضر در حال انجام است

10
0
2سال
INTJ
سرطان
امیدوارم همه خوب باشند، فقط خواستم این حمام کوچک را که تختهگذاری کردهام و امروز قرار است گچکاری کنم، به اشتراک بگذارم.
3
0
2سال
ENFP
عقرب
ذهنم افکار را بر روی یک بوم خالی مینویسد و اجازه میدهم که آن را نقاشی کند و هنر خود را دوست داشته باشد میخواهم مرد شیشهای شوم از این دنیای که در آن غرور، خودخواهی و نفرت وجود دارد فرار کنم ذهنم را از ترسها آزاد کنم با چسباندن نواقصم به پوستم تا همه ببینند موج خروشان ناامنیهایم را با... ادامه مطلب
2
0
3سال
ENFJ
جدی
پس من مدتی است که این بازی را زیر نام Wargaming معرفی میکنم و اخیراً توانستم از یک مسابقه با بیش از 1200 شرکتکننده برای بهترین بازخورد گزارش شده برنده شوم. فکر میکنم که نویسنده حرفهای بودن مزایایی دارد، اما هرگز تصور نمیکردم که برنده شوم. و این تیشرت باحال فقط یک تکه از یک جایزه بسیار بزرگتر... ادامه مطلب

1
0
2سال
INTJ
حوت
به آزمون زمان، مراقبت و زایمان باردار زیبایی خوش آمدید که در آن نوانسهای زودگذر شکلهای زیباییشناختی بهدقت در آسفالت فشرده میشوند در حالی که مراسم عروسی میگذرد. به ساختارهایی که انسانها به آنها پناه میبرند ایمان داشته باشید، جایی که سرودهایی به زیبایی و وفاداری قلبهای ما را با گرمای دلنشین... ادامه مطلب

1
0
1سال
INFP
دلو
من در صندلی مسافر یک ماشینی نشسته بودم که مال من نبود، به یک آینه جمع و جور خیره شده و لایهای از رژگونه را روی گونههایم میزدم. ماشین قدیمیتر بود، کمی فرسوده و بوی عطر و قهوه میداد. هوا پر از انتظار بود، گویی عمل ساده آماده شدن یک وعده نانوشته از آنچه قرار بود بیفتد را طلب میکرد. من در بیرون... ادامه مطلب

1
0