Creativewriting انجمن
انجمن، چت و بحث creativewriting.
1.7 هزار شخص
همه
creativewriting
دنیاى قدیم
به دنیاى قدیم نگاه میکنم و هیچ حسرتی بابت رها کردن آن احساس نمیکنم. برای اینکه به نور قدم بگذارم به عنوان یک فرد کاملاً جدید، فقط اجازه دادم که کسی که قبلاً بودم بسوزد. برای اولین بار، به ترسهایم نه با قضاوت، بلکه با گرما و لبخند آرام نگاه میکنم و از آنها برای درسهایی که به من آموختند تشکر… ادامه مطلب

صدای روح در مقابل منطق
آیا این لرزش را بر روی پوستت حس میکنی؟ شبهای بیخوابی، افکاری که نمیتوانی از آنها فرار کنی، و این درد عجیب درون… من نیز با همان تب میسوزم. ممکن است سکوت بیپایانی در اطراف ما باشد، اما از نظر ذهنی ما جداییناپذیریم: در ذهن یکدیگر به خواب میرویم، در رویاهای مشترک در آغوش هم هستیم. و اگرچه… ادامه مطلب
به اصالت خود قدم بگذارید و بگذارید حقیقت شما شما را آزاد کند.
قدرت واقعی و مطلق متعلق به کسانی است که از بیان احساسات خود و به اشتراک گذاشتن عمق خود نمیترسند. صحبت کردن درباره احساساتتان به معنای آسیبپذیری نیست — به معنای زنده بودن است. به محض اینکه این ترس را غلبه کنید، سایهای باستانی دیگر در درون خود را میشکنید — سایه شرم. این قدرت است که ارزش خود را به… ادامه مطلب

فقط یک آهنگ از من برای مطابقت با فلسفهام بهعنوان بیان شده.
من امروز زودتر یک سیب دزدیدم. فکر کردم، اگر قرار است گناه کنم، بهتر است که اصیل باشم! راستی... این همهاش اصیله. من مسئول همهاش هستم!
ببر تاسمانی
اینجا جایی است که اوضاع عجیب میشود. ببر تاسمانی، یک شکارچی برتر در استرالیا بود و تا اواخر دهه ۱۹۳۰ به انقراض رسید. من همسر مرحومم را از طریق یک آگهی شخصی که مادرش واقعاً به آن پاسخ داد، ملاقات کردم... بهت گفتم اوضاع عجیب میشود! مادرش با من قرار گذاشت و به او گفت که بیاید. اما او قبل از اینکه… ادامه مطلب
درباره نیکولای برنان
درباره من من نیکولای برنان هستم و تحت نام کلاوس دردفل مینویسم. من از کاوش در جنبههای خشن و بدون پرده تجربه انسانی لذت میبرم. آثار من از مقالات داستانی که به دنیای سوررئال 🌌 میپردازند، تا تأملات فلسفی و مقالات رشد شخصی که هدفشان مواجهه با پیچیدگیهای زندگی روزمره ما با لنزی خام و بیپرده است،… (ویرایش شد) ادامه مطلب
ویژگی سمی من این است که در ساعت ۳ صبح الهامبخش و خلاق باشم و تا ساعت ۷ صبح نابود شوم.

تمرین نوشتن #1
در ۲۵ کلمه یا کمتر توصیف کنید که به نظر شما بودن در یک رابطه سالم چه احساسی دارد. به عنوان مثال، این هم نظر من است: یک آکواریوم که ماهیها در یک هماهنگی عمیق آبی زندگی میکنند به جز کوسههای گاه و بیگاه.
به رویاهای خلاقانهتان ایمان داشته باشید 💭
این یکی از آن لحظات زندگی است که به من یادآوری میکند که باید همیشه زمانی برای اشتیاقهای خلاقانهمان بگذاریم و نباید از آنها دست بکشیم. 💭 مهم نیست رقابت چقدر شدید است... مهم نیست دیگران فکر میکنند این یک "هدر دادن زمان" است، و حتی اگر ✨ شما ✨ فکر کنید شانس موفقیت در پیگیری یک حرفه خلاقانه زیاد… ادامه مطلب

من مردم را مثل قهوهام دوست دارم، قوی، شیرین و با رنگ پوست روشن، مثل اینکه کمی بیش از حد شکر و خامه اضافه کردهام. شما شریکتان را چطور دوست دارید؟ 😅😊
یکی از بزرگترین چالشهای نوشتن داستانها، پیدا کردن نامهایی است که اصیل و ماندگار باشند.
🐍
من آن مار پرخور هستم که در رودهات زندگی میکند، کلمات را در سینهات شکوفا میکند تا بتوانی هوا را تنفس کنی. قلبت از این دنیای غمانگیز آنقدر سرد و عریان است که احساس میکنم نیاز دارم گرما را به تو بدم مانند یک فانوس تا بتوانی بالاتر پرواز کنی. این مکان را با نفس من ترک کن به سوی خلأ پر از الماس… ادامه مطلب
آیا کسی از داستاننویس برای نوشتن استفاده کرده است؟
من چند روز پیش آن را دانلود کردم و کمی زمان میبرد تا به آن عادت کنم، اما به نظر میرسد که ابزار خوبی است.
نوشتن سوررئالیستی

باغ من
به آرامی زیر شاخهها قدم میزنم، پاهای برهنهام هیچ صدایی و هیچ ردپایی بر روی چمن نرم باقی نمیگذارد. تنهها همه دور هستند. نگهبانان خاموش و ethereal در برابر هیچچیز فراتر. و با این حال، شاخهها به سمت جلو دراز میشوند، برگها نوک انگشتانم را که دراز شدهاند، لمس میکنند در حالی که به آرامی، به… ادامه مطلب
چه چیزی معمولاً شما را به نوشتن آنچه میخواهید بازمیگرداند؟
زبان عشق من
زبان عشق من محو کردن مرز بین اشتیاق و وسواس از طریق بیان است. به عبارت دیگر جنون، برای کسانی که فقط به سرعت به سطح نگاه میکنند. نظم هماهنگ و متقارن در درون هرج و مرج مطلق برای کسانی که لنزهای خود را گسترش میدهند، اپتیکهای خود را زوم میکنند و تصویر بزرگتر را جذب میکنند و الگوی فرکتالی مانند… (ویرایش شد) ادامه مطلب
چیزهایی در برف
(من به ندرت چیزی مرتبط با ترس مینویسم، اما الهام به من دست داد و نمیخواهم آن را کنار بگذارم فقط به این دلیل که این سبک معمول من نیست. هشدار برای کمی خونریزی، هرچند سعی کردم آن را برای دستورالعملها کم نگهدارم، هاها.) لعنت میفرستم وقتی پایم به سنگی که به سختی در برف پنهان شده میخورد، لنگ لنگان… ادامه مطلب
در زیبایی مارینت کنید
در دیگ همیشه در حال جوش ذهنهای آگاه ما مارینت کنید، جایی که هرج و مرج با دادههای بیپایان نورانی، فضا و امواج صوتی که به زندگی میآیند، در فضای همیشه در حال گسترش که زیبایی به علاوه پدیدههای در حال گشایش که دست در دست حواس، هم لطیف و هم فیزیکی، در تمام قلمروهای وجود به طور همزمان میرقصند،… (ویرایش شد) ادامه مطلب
از افسانهها، الفها و فرشتگان 💫
چگونه اکنون اینقدر پر از نفرت هستید، مخلوقات عزیز بیخدا که شرارت حکمفرماست. برای چه چیزی نور میافشاند؟ آیا تاریکی به دنبال تاریکی است، و آیا در آن نور وجود دارد؟ آیا طیف هم قابل تغییر و هم بیپایان در ترس است؟ پس افق کجاست اگر چنین وجود دارد، از هیچ موجود زندهای فرار نمیکند که در میان آن است.… ادامه مطلب
چه چیزی معمولاً شما را به نوشتن الهام میکند؟
برای من، اغلب به یک پروژه مطالعات جهانی که در مدرسه راهنمایی انجام دادم فکر میکنم که در آن یک کشور جزیرهای طراحی کردیم. وقتی که درباره بخشهای مختلف عملکرد جامعه یاد میگرفتیم، آن بخشها را در کشور خود توسعه دادیم. این در ذهن من به یک مینیدنیا کاملاً شکلگرفته تبدیل شد که اغلب به آن فکر میکنم.
نفس بکش
نفس عمیق بکش- خاطرات آنچه بود - آنچه میتوانست باشد. اضطرابهای مداوم که آزار میدهند - حضوری همیشه در حال ظهور. به اشتباه، از آرامش صحبت میکنند نفس سطحی بیرون- خاطرات چنگال خود را تنگتر میکنند. زنجیری ثابت برای گیج کردن ذهن - برای فریب دادن روح نفس سطحی بکش- درک ناگهانی اینکه نیروی فریبنده… ادامه مطلب

جدایی
میدانی احساسی که وقتی یک نوشیدنی بیش از حد نوشیدهای چه احساسی است؟ سرگیجه میگیری و اتاق شروع به چرخش میکند. خوب، زندگی من هم همینطور است. کاملاً خارج از کنترل میچرخد. انگار خورشید از کهکشان من گم شده است. تکههای زندگیام در هم ریخته است. و خودم را در حال پرتاب شدن به فضا مییابم. با سرعت… ادامه مطلب

الشمس
پولترگایستها در فضای درونی من سر و صدا میکنند ممکن است فقط بروم اگر قانون این باشد که برنده میماند اینجا یک آشفتگی است، طوفانی از استرس و ترس، دکمه رد کردن را فشار بده، چیز بعدی نزدیک است؟ این شعله درونم مرا به استفاده از این عقل وادار میکند، تا واضح ببینم آیا راه دیگری وجود ندارد که بتواند… ادامه مطلب
پیرس-ایو-رانس
پیرس کن آنچه را که درک میکنی، پرستار من پرسهفون.

یک شعر.
این را دیشب نوشتم.

از افسانهها، الفها و فرشتگان 💫
چگونه اکنون اینقدر پر از نفرت هستید، مخلوقات عزیز بیخدا که در آنجا شر حاکم است. برای چه چیزی نور میافشاند؟ آیا تاریکی به دنبال تاریکی است، و آیا در آنجا نوری وجود دارد؟ آیا طیف هم قابل تغییر و هم بیپایان در ترس است؟ پس افق کجاست اگر چنین وجود داشته باشد، از هیچ موجود زندهای فرار نمیکند که در… ادامه مطلب
داستانی که چند روز پیش به ذهنم رسید. لطفاً نظرات، اصلاحات، پیشنهادات و انتقادات خود را ارائه دهید
تاریکی بر منطقه باتلاقی داخلی شبهجزیره کارووی میافتد در حالی که بهار به تابستان میرسد، و با آن، نقاط درخشان ترسناک در آبها و درختان و در امتداد زمین در تعداد و روشنایی افزایش مییابند، و صدای فریادهای انسانی متعدد در تعداد و بلندی افزایش مییابد. با این حال، این یک رژه از نفرینشدگان نیست،… ادامه مطلب
با افراد جدید آشنا شوید
50,000,000+ دانلود