Heathen انجمن
انجمن، چت و بحث heathen.
5.5 هزار شخص
همه
heathen
محراب به اودین، فریا و ثور
محراب شخصی من به عنوان یک پیرو نروژی

پگانهای نورس و هلنیک
آیا در اینجا پگانهای نورس و چندخدای هلنیک وجود دارند؟ من باورهای پگانی متنوعی دارم و پیدا کردن افرادی با باورهای مشابه سخت است. من همیشه ذهن باز داشتهام و از دوران نوجوانی به جادوگری جذب شدهام و همیشه خواستهام با یک جادوگر مرد قرار بگذارم تا بتوانم دانش غیبیام را پرورش دهم و جادوگری را تمرین… ادامه مطلب
گم شده
"ساکت بایستید. درختان جلو و بوتههای کنار شما گم نشدهاند. هر کجا که هستید اینجا نامیده میشود، و شما باید آن را به عنوان یک غریبه قدرتمند در نظر بگیرید، باید اجازه بگیرید تا آن را بشناسید و شناخته شوید. جنگل نفس میکشد. گوش کنید. آن پاسخ میدهد، من این مکان را دور و بر شما ساختهام. اگر آن را ترک… ادامه مطلب

چه شجاعتی

بلتین
این یک قدرت بود 🔥 (ویرایش شد)



چکش Þunor.
بهصورت دستی ساخته شده.

چروکهای هیدین
"اودین به پدر همه چیز معروف است، زیرا او پدر تمام خدایان است. او همچنین به پدر وال معروف است، زیرا قهرمانانی که در نبرد میافتند، پسران خوانده شدهاش، اینهرجار هستند. او با آنها والهالا و وینگولف را پر میکند. او همچنین به آلدافوðر (پدر همه)، هانگا-خدا (خدای آویخته)، هپتا-خدا (خدای زندانیان) و… ادامه مطلب

گرگها گرگ خواهند بود
اسکول گرگی است که کالسکه آتشین سول (خورشید) را در آسمان تعقیب میکند. هاتی همتای اسکول است که همیشه مانی (ماه) را تعقیب میکند.

در جستجوی یک جامعه.
در حال حاضر در دورست، انگلستان هستم و تنها گروههای اطراف یا بیفایده هستند یا فقط وقت تلف کردن با آنهاست. دوست دارم یک گروه سنتیتر پیدا کنم یا کمک کنم تا یک جامعه مناسب بسازیم.
راه

جنگل کلدونیایی ۱۲۰ میلادی
"نوشته شده توسط تیتوس اورسوس، نخستین پلاس از لژیون نهم هیسپانا، در سومین سال سلطنت هادریان (*۱۲۰ میلادی). این احتمالاً آخرین پاپیروس و آخرین ورودی در دفتر خاطرات من خواهد بود. لژیون ما در پادشاهی وحشی به نام جنگل کلدونیایی به کمین افتاد و تقریباً به طور کامل نابود شد. نیمی از اولین گروه من تنها… ادامه مطلب

NC Heathens
عصر بخیر، من به شیوههای مدرن هیتن و جامعه آن علاقهمند شدهام، بهویژه معنویت غیرنژادپرستانه. اگر کسی در منطقه پییدمونت/مثلث است یا جایی خوب برای ملاقات با دیگران میشناسد، بسیار سپاسگزار میشوم. متشکرم از همه
Ljóðatal ~ Stanza ~ 160
من یک پانزدهم را میدانم، که اولین ثیودریر قبل از درهای دِلینگ آواز خواند، قدرت به خدایان داد، شجاعت به الفها، دوراندیشی به هروپتاتیر اودین.

Gestaþáttr ~ Stanza ~ 044
اگر دوستی پیدا کردی که به او کاملاً اعتماد داری و برای خیرخواهیاش آرزو میکنی، افکار را تبادل کن، هدایا را تبادل کن، اغلب به خانهاش برو.

تاریخچههای هیدین
"تو از من میپرسی پسرم، کدام را بیشتر ارزش میگذارم، طلا یا دوستانم؟ به تو میگویم که بدون دوستانم طلایم میتواند گرفته شود، اما با دوستانم میتوانم طلاهای بیشتری ببرم."

انتظار داشته باشید که آنچه را میپذیرید
درگیری، نبرد، در واقع جنگ، اینها در افق در حال ظهور هستند، سلاحهای جنگ خود را تیز کنید، خود را به بهترین شکل ممکن آماده کنید، دفاعهای خود را تقویت کنید، برای بدترینها آماده شوید... اما این همیشه به همین صورت نبوده است. جنگجو هر روز از زندگیاش به این شکل زندگی میکند، ما همیشه آمادهایم، در… ادامه مطلب

Hávamál 38.
"هرگز مردی نباید در راه خود یک قدم بردارد بدون سلاحهای جنگیاش؛ زیرا دانستن اینکه چه زمانی به نیزهای در راه نیاز خواهد بود، نامطمئن است." همیشه نفرت یا خشم نیست که ما را به بازی با سلاحها وادار میکند، بلکه عدالت و دفاع، افتخار و انتقام، عشق به دوست و مراقبت از دامهاست. بارها خون ریخته میشود… ادامه مطلب

Gestaþáttr ~ Stanza ~ 012
شراب برای پسران آدم کمتر از آن چیزی است که باور میشود: انسان هر چه بیشتر بنوشد کمتر میداند، و به احمق گیج تبدیل میشود.

مردان بزرگ
آیا واقعاً دخترانی وجود دارند که یک مرد بزرگ مثل من را بخواهند؟

با افراد جدید آشنا شوید
50,000,000+ دانلود